رقص طوفان

 

 

 

 

 

 

کرمان / ۲۶ و ۲۷ مرداد ۹۳ / عکس: عباس ایلاقی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:38  توسط عباس ایلاقی   | 

 

عصرتا غروب به گردش اطراف قله پرداختم وعکاسی ودر نهایت چادر و آشپزی شام..8کیسه خواب وشروع بادهای چرخشی وسهمگین قله.. پیشبینی باد قله 30 تا 35 بود ولی فکر کنم به 50 رسید حدود ساعت 3به دلیل شدت باد میخ های چادر شل میشدن و سه بار به فیکس کردن مجدد چادر پرداختم در نهایت لقی بیش از اندازه پایه ها منجرب به پاره شدن گوشه ایی از چادرم شد..شروع به جمع کردن چادرم کردم ودر کنار سنگی بیواک کردم تجربه خوبی بود (فقط یه کم باد جابجام میکرد در حد 5سانت )

ادامه در وبلاگ دوست عزیز سیرجانی مهدی جاویدان ...کوه سنگ دره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 9:35  توسط عباس ایلاقی   | 

 

اگر هرساله مسافر این بهشتی باشید که روزگاری نام « گمشده » را برآن نهاده بودند و امروز دیگر پیدا شده ! خواهید دید صحنه‌ای که تا پارسال مملو از مرتعی سبز و درختان درهم تنیده بود، امسال آهن و آجر، سنگ وسیمان است که در مقابل چشمهایتان خودنمایی می‌کند. «کلاردشت»، دشتی بر فراز و دامنه کوه‌ها که طبیعت بعضاً بکر و آب و هوای بی‌مثالش در 170 کیلومتری تهران در استان مازندران قرار دارد، چنان  می‌درخشد که گویی بهشت در همین نزدیکی است، چراکه در گرمای بالای 40 درجه تیرومرداد ماه تهران، درست درنقطه‌ای که دیگر نفست به شماره می‌افتد، باید در نقطه‌ای دیگر، گرمایی را برای تحمل خنکای بیش از حد هوا، که گاه تبدیل به سرما می‌شود برپا کنی! بله شاید تعجب کنید، اما این واقعیت کلاردشت است و شاید به همین دلیل‌های بسیار است که چشم‌های سودجویان و طمع کاران به آن همیشه دوخته شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 19:28  توسط عباس ایلاقی   | 

 

"کوه در چشم کسی که از دامنه ی آن صعود می کند ، جلوه گرتر و کبریایی تر است تا به چشم کسی که از دور آن را می نگرد."

متن: جبران خلیل جبران

عکس: صعود قله هزار - خانه کوهنوردان کرمان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 0:0  توسط عباس ایلاقی   | 

 

 در عکس اون کسی که بر روی تخته سنگ دراز کشیده است  شهید محمد رضا عسکری می باشد اون کسی که نشسته فرهنگ خاتمی و کسی که ایستاده است مرحوم حجت همت افزا می باشد .

گروه کوهنوردی شهید واعظی زاده کرمان / عکس : عباس ایلاقی / مرداد ۷۰

                                            یاد باد آن روزگاران یاد باد

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 19:8  توسط عباس ایلاقی   | 

 

قهر بودیم ، در حال نماز خوندن بود ..
نمازش که تموم شد هنوز پشت به اون ور نشسته بودم
کتاب شعرش و برداشت و با یه لحنِ دلنشین شروع کرد برایم به خوندن
ولی من باز باهاش قهر بودم …!!!
کتاب و گذاشت کنار ، بهم نگاه کرد و گفت :
“غزل تمام ، نمازش تمام ،دنیا مات ، سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد”
باز هم بهش نگاه نکردم …
اینبار پرسید : عاشقمی؟؟ سکوت کردم … 

گفت: “عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بورز …
چون بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم می کند”
دوباره با لبخند پرسید : عاشقمی مگه نه ؟؟؟
گفتم : نـــــــه
گفت : ” لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آری ..
که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری ”
زدم زیرِ خنده … و رو بروش نشستم …
دیگه نتونستم بهش نگم وجودش چقدر آرامش بخشه …
بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم :
خدا رو شکر که هستی …

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 11:34  توسط عباس ایلاقی   | 

مطالب قدیمی‌تر